X
تبلیغات
رایتل
1388/06/12 ساعت 23:30

بدان که اول روز که آفتاب برآید پردۀ ماده گیرند از بهر آنکه آفتاب ماده است. و چون آفتاب بلند شود، یک مجلس در پردۀ راست بزن. و چاشتگاه پردۀ عراق گیرند و او را مجلس‌افروز گویند، و هیچ پرده‌ای در علم موسیقی خوشتر از پردۀ عراق نیست، و در روز هیچ وقت خوشتر از چاشتگاه نباشد. استوا دیگرباره پردۀ راست گیرند، زیرا که باربد رودخامه [1] می‌ساخت، درین وقت تمام شد. اتفاقی کردند که طالعش در این وقت بوده است. بعد از آنکه هوا مخالف شود، نماز دیگر پردۀ بوسلک گیرند که فروشیب همۀ  پرده‌هاست، و روز نیز در شب افتاده است و این پردۀ هندوان است تا بوقت آفتاب زرد. بعد از آن پردۀ عشاق گیرند زیرا که پردۀ آخرین باشد و روز نیز بآخر کشیده باشد. نماز شام پردۀ نوا گیرند، زیرا که در علم موسیقی تنگ‌تر از پردۀ نوا نباشد و هیچ وقت تنگ‎تر از نماز شام نباشد و این پرده ترکان زنند تا نماز خفتن. بعد از آن مخالفک گیرند تا مردم آرمیده شود، که پردۀ مخالفک پرده‌ای خوش بود. بعد از آن پردۀ اصفهان گیرند و نیم شب عراق و مخالفک و نهاوند گیرند، و پردۀ اصفهان موافق شب بود. بعد از آن پردۀ نهاوند گیرند، زیرا که پردۀ آرامیده باشد. و پیغمبر علیه‌السلام درین پرده قرآن خواندی. و این پرده‌ها که یاد کردیم سرد و تر و خوش بود. چون صبح برخواهد آمد رهاوی ]= راهوی[ گیرند تا بوقت اسفار [2]. و معنی راهوی آنست که کسی از خوف راهایی یافته باشد. و این ساعت که جهان در روشنی می‌آید و مردمان از ظلمت شب رهایی می‌یابند، درین پرده سماع با راحت بود. بعد از آن پردۀ حسینی گیرند و او را میانجی سرای گویند و آن ساعت اول روز است و آخر شب. و حسینی تیزی راهوی بود.

و این دوازده پرده که شرح داده شد در دوازده ساعت بزنند. و هر پرده که می‌زنند شعبه‌ها نیز با وی می‌زنند در آن ساعت تا معلوم باشد.

یادداشت‌های مصحح:

1.    رودخامه: عبدالقادر مراغه‌ای از این ساز با عنوان «رودخانی» یاد می‌کند و می‌نویسد: «اما و بران چهار وتر بندند و بر نصف سطح آن پوست کشند و بر آن پرده‌ها بندند و حکم آن هم حکم عود قدیم است». (مقاصد‌ الالحان، ص 129، ص 10-11)

2.       بوقت اسفار: «اِسفار» به معنای روشن شدن و به روشنایی روز درآمدن است. (فرهنگ فارسی معین)

منابع یادداشت‌های مصحح:

·         مراغی، عبدالقادر غیبی، «مقاصد الالحان»، به اهتمام تقی بینش، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 2536.

·         معین، محمد، «فرهنگ فارسی»، موسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، 1377، ص 267. ]پی‌افزود وبلاگ[

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo